
کتاب الکترونیکی چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد؟
کتاب چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد نوشته اسپنسر جانسون و ترجمه مریم ابراهیمی به چاپ رسیده است.
توضیحات
هاو به این نتیجه رسید که چیزی که از آن میترسید به بدی تصوراتش از آن نبود. ترسی که در ذهن میآید، از شرایطی که به طور واقعی در آن زندگی میکنید بدتر است. از این که شاید هیچگاه نتواند پنیری پیدا کند بیشتر از جستجوی آن میترسید. اما از آغاز سفرش به قدری که او را برای ادامه راه تامین کند در دالانها پنیر یافته و خورده بود. حالا در انتظاریافتن پنیر بیشتر بود.
با نگاه کردن به جلو به هیجان آمد. پیشتر، ترس و اضطراب بر افکارش سایه میانداخت و عادت داشت به کمبود پنیر یا نبود پنیر بیندیشد. به جای موفقیت و روبهراه شدن اوضاع به خرابکاریهای احتمالی فکر میکرد. اما از زمانی که ایستگاه پنیر Cرا ترک کرده بود، دیگر آن هاو سابق نبود. همیشه عقیدهاش بر این بود که پنیر نباید از جایش تکان بخورد و تغییر نباید اتفاق بیفتد.
حالا دریافته بود که رخ دادن پیوستهی تغییر، طبیعی است، چه در انتظارش باشیم، چه نباشیم. تغییر در صورتی غافلگیرکننده میشود که پیشبینی نداشته باشیم و منتظرش نبوده باشیم.